در این مدل نیز صاحبان ایده برای تامین مالی و جذب سرمایه، مبالغ جزیی را از انبوه سرمایهگذاران در قالب یک کمپین جمعآوری مینمایند. تفاوت این مدل با مدل مبتنی بر پاداش این است که آیتم یا خدمتی به عنوان پاداش از سوی صاحبان ایده یا کسبوکار به حامیان داده نمیشود و حامیان معمولا به دلایل علاقه شخصی یا بشردوستانه در پروژهها شرکت میکنند. تامین مالی جمعی مبتنی بر کمک مالی حالتی است که در آن، افراد در ازای مبلغی که به یک کمپین، شرکت یا فرد پرداخت میکنند، هیچ چشمداشتی ندارند. پروژههای خیریه یا کمپینهای اجتماعی (برای مثال، حمایت از محیط زیست) در این دستهبندی قرار میگیرند. در برخی مقالات به این دستهبندی وامدهی اجتماعی هم گفتهه میشود. از مشهورترین پلتفرمهایی که بر اساس این مدل شکل گرفتهاند، میتوان به گلوبال گیوینگ اشاره کرد.
در این مدل صاحبان ایده برای تامین مالی و جذب سرمایه، مبالغ جزئی را از انبوه سرمایهگذاران در قالب یک کمپین جمعآوری میکنند. در مدل مبتنی بر پاداش سرمایهگذاران و حامیان پروژه مورد نظر، سهامدار نمیگردند و تنها به عنوان پاداش نسخهای ازمحصول یا خدمت ارائه شده را به رایگان دریافت مینمایند. پاداشها به نسبت کمکهای مالی متفاوت است تا مشارکت بیشتر را تشویق کند.
این فرم از جمعآوری پول یا تامین سرمایه، به صاحبان ایده اجازه میدهد تا ایده یا کسبوکار خود را با وجود سفارشاتی که در حال حاضر بر روی خدمت یا محصول ارائه شده در کمپین وجود دارد، راهاندازی کنند. این روش به صاحبان ایده فرصت میدهد تا مخاطبان را قبل از عرضه محصول در بازار آگاه و جمعآوری کنند.
در این روش، سرمایه جذب شده باز گرداننده نمیشود و تنها محصول یا خدمت وعده داده شده در کمپین (پاداش) به حامیان ارائه میشود. این مدل برای محصولات و خدماتی مناسب است که یا نوآورانه هستند یا به سطح بالایی از آگاهی و توجه مصرفکنندگان نیازمندند.
مدل مبتنی بر پاداش، مشهورترین مدل تامین مالی جمعی است که مهمترین پلتفرمهای ارائه دهندۀ آن کیکاستارتر و ایندیگوگو هستند.
به عنوان نمونه در پاییز 2012، شرکت Cloud Imperium Games پویشی بر سرجایزهی CFP Kickstarter به راه انداخت. آنها برنامههای خود را برای Star Citizen اعلام کردند. یک بازی ویدیویی کهکشانی و فضایی که در قرن 30 اتفاق میافتد. در اولین ماه، آنها بیش از 6 میلیون دلار سرمایه جذب کردند که در نوع خودش یک رکورد محسوب میشد. سپس این پویش سرمایهگذاری جمعی را به پلتفرمهای خودشان بردند، و در 2015، رکوردهای جهانی گینس به این پروژه، عنوان «بیشترین سرمایهگذاری جمعی» را داد؛ چراکه تقریباً 40 میلیون دلار در مارس 2014 جذب کرده بود. این شرکت تا دسامبر 2015، این رقم را بیش از دو برابر افزایش داده و به 100 میلیون دلار رساند که از بیش از 1 میلیون سرمایهگذار جمعی مختلف گرفته شده بود. این سرمایه، از لحاظ بودجهی توسعه، این تولیدکنندهی بازی ویدیویی را در سطح غولهایی مثل Bungie (سازندهی Halo) و Rockstar North (سازندهی GTA) قرار داد. تاریخ عرضهی Star Citizen هنوز اعلام نشده است.
در این روش، کارآفرینان و وامگیرندگان میتوانند سرمایۀ خود را از طریق وام جمعآوری کنند و مبلغ وام را در یک بازۀ مشخص و با نرخ بهره تعیین شده به وامدهندگان پرداخت نمایند. مدل مبتنی بر وامدهی، یک جایگزین مستقیم برای یک وام بانکی است. با این تفاوت که به جای وام گرفتن از یک منبع مشخص (بانک)، شرکتها میتوانند از دهها و گاهی صدها نفر از افرادی که تمایل به دادن وام به متقاضیان دارند، پول قرض بگیرند. پلتفرمهای کرادفاندینگ در این روش وامدهندهها را به وامگیرندهها متصل میکنند و نرخهای متفاوتی را بر اساس میزان مبلغ وام و بهره پیشنهاد میدهند. وامگیرندگان پس از بررسی پیشنهادات، وام را با کمترین نرخ بهره میپذیرند. به بیان دیگر پلتفرمهای وامدهی وظیفه مطابقت وامدهندگان با وامگیرندگان را دارند.
یکی از مزایای این روش انعطافپذیری بیشتر متناسب با نرخ بهره است. اگر یک ایده یا کسبوکار محبوب باشد، وامدهندگان ممکن است با یکدیگر به رقابت بپردازند تا وام خود را با نرخ بهره بهتری ارائه دهند، چون اعتماد بیشتری به آن ایده یا کسب و کار دارند. به این روش در برخی از منابع، مدل مبتنی بر بدهی هم گفته میشود. مدل مبتنی بر وام خود شامل دو مدل وامدهی فرد به فرد(P2P) و وامدهی فرد به سازمان است. از اولین پلتفرمهای وامدهی فرد به فرد میتوان به زوپا و از برترین مدلهای وامدهی فرد به سازمان میتوان به فاندینگ سیرکل اشاره کرد.
در این روش، صاحب ایده یا کسبوکار در برابر سرمایهگذاری حامیان و سرمایهگذاران به آنها سهام ارائه میدهد. به بیان دیگر حامیان با حمایت از کسبوکار در تامین سرمایه، سهامدار میشوند. این کمکها نوعی سرمایه گذاری است که در آن شرکت کنندگان بر اساس میزان سرمایهای که به میان میگذارند، سهمی را دریافت میکنند. یکی از مزایای این روش برای کسبوکارها این است که صاحبان سهام در ارتباط با قیمت و نحوه توزیع آن تصمیمگیری میکنند.
تامین مالی جمعی مبتنی بر سهام یکی از انواع کرادفاندینگ است که محبوبیت آن رو به رشد است، بهطوریکه شرکتها از این طریق میتوانند بدون نیاز به شرکتهای سرمایهگذاری خطرپذیر (VC)، تامین مالی شوند. در ایران بازار بورس و اوراق بهادار مقررات مربوطه به این مدل تامین مالی را تنظیم کرده است. در چارچوبهای تامین مالی جمعی مبتنی بر سهام، سرمایهگذاران به طرح برنامه پروژه سازندگان توجه میکنند
تصویب قانون جابز آمریکا در سال 2012، منجر به رشد چشمگیر تامین مالی جمعی به ویژه مدل تامین مالی جمعی مبتنی بر سهام شد. این قانون در راستای جمعآوری آزادانه و بهبود دسترسی به سرمایه جهت راهاندازی و کارآفرینی از طریق یک مکانیزم آنلاین به منظور فروش اوراق بهادار یا سهام به سرمایهگذاران عمومی به امضا رسید. به موجب این قانون، ارائهدهنده پلتفرم آنلاین جهت تامین مالی جمعی، نیازمند مجوز کارگزاری است. در حالی که سرمایهگذاران معاف از ثبتنام در کمیسیون اوراق بهادار هستند.
سرمایهگذاری جمعی ترکیبی، مخلوطی از مدلهای سرمایهگذاری جمعی متفاوت است. استفاده از این مدل میتواند هم برای کارفرمایان و هم برای سرمایهگذاران جمعی سود داشته باشد. مثلاً اگر کارفرما از ترکیب سرمایهگذاریهای جمعی جایزهای و وام استفاده کند، بازپرداخت سرمایهگذار به هر دو شکل مادی و غیرمادّی ممکن خواهد بود. این میتواند جایگزین خوبی برای بسیاری از سرمایهگذاران جمعی، بسته به انگیزهی اولیهی آنها برای سرمایهگذاری باشد (مثلاً اگر آنها هم بخواهند محصولی را مصرف کنند، و هم تمایل به دریافت بازگشت مالی داشته باشند.) این کار اجازه میدهد کارفرما، شیوهی مطلوب جذب بودجه را برای خودش تدارک ببیند. سرمایهگذاری جمعی ترکیبی، انعطافپذیری لازم را برای هر دو طرف سرمایهگذار و کارفرما فراهم میسازد؛ اما این مدل در حال حاضر فقط بخش کوچکی از حجم کلی سرمایهگذاری جمعی را تشکیل میدهد.
]]>در سالهای اخیر کرادفاندینگ(تامین مالی جمعی) بهعنوان یک مکانیسم مالی جدید بدون نیاز به روشهای سرمایهگذاری سنتی پیچیده و دشوار از قبیل وامهای بانکی پدیدار شده است.در این پدیده در حال ظهور کارآفرینان و مبتکران ، ایدهها و طرحهای خلاق و نوآورانه خود در قالب یک پروژه از طریق سیستمعاملهای (تامین مالی انبوه) اینترنتی به تعداد زیادی از حامیان بالقوه نمایش داده تا با سرمایهگذاری و تامین مالی آنها، پروژه ها را پیاده سازی و اجرا نمایند.
کرادفاندینگ یا تامین مالی جمعی، استفاده از مقادیر اندک سرمایه از تعداد زیادی از افراد بهمنظور تامین مالی کسبوکارهای نوپا و پر ریسک تعریف میشود. کرادفاندینگ از طریق وبسایتهای ارتباطجمعی و وبسایتهای تامین مالی جمعی، دسترسی شبکههای گسترده مردم را در ارتباط با سرمایهگذاران و کارآفرینان تسهیل میکند و فراتر از حلقه تامین مالی سنتی توسط بانکها و شرکتهای سرمایهگذاری خطرپذیر عمل میکند.
اگر بخواهیم تعریف درست و دقیقی از این واژه برای شما ارائه بدهیم میتوان گفت این واژه از پدیده گسترده تری بنام جمع سپاری نشأتگرفته است که “استفاده از جمعیت برای به دست آوردن ایدهها، بازخوردها و پیشنهادها جهت توسعه فعالیتهای سازمان” تعریفشده است.
کرادفاندینگ نوعی از جمع سپاری است که مشتریان نقش سرمایهگذاران را ایفا میکنند که یک کانال تامین مالی مؤثر برای دریافت مقدار اندکی سرمایه (مایکروفایننس) از جمعی از سرمایهگذاران جهت سرمایهگذاریهای متوسط است. جمع سپاری علاوه بر جمعآوری ایدهها و راهحلهای تجاری خلاق ،میتواند از ظرفیتهای مازاد منابع و مردم از قبیل منابع مالی و پولی استفاده میکند.
از طرف دیگر کرادفاندینگ را میتوان بهترین ترکیب از جمع سپاری و مایکروفایننس دانست که در آن انبوهی از افراد مختلف متعهد میشوند تا به پروژههای کسبوکارهای نوپا را تامین مالی کنند.
هدف جمع سپاری کمک به مردم در اجرای کارهای متنوع با اهرم “جمعیت” است. اما کرادفاندینگ به تکمیل یک نوع کار خاص اشاره میکند که تامین مالی با استفاده از جمعی از افراد است.
بااینحال کرادفاندینگ و جمع سپاری دو تحول نوآورانه محسوب میشوند که با بهرهگیری از جمعیت بااستعداد یا سرمایه میتوانند باعث افزایش رشد اقتصادی و افزایش کارآیی شوند و وظایف غیرقابلقبول را ممکن سازند.
تامین مالی جمعی یکی از روندهای محبوب روز دنیا است که با ظهور پلتفرمهایی نظیر کیکاستارتر و زوپا در اواسط سال 2000 رشد چشمگیری داشت. با این حال، تاریخچۀ این موضوع احتمالا به سال 1700 برمیگردد. زمانی که جاناتان سوییفت صندوق وام ایرلندی را برای ارائه یارانه به خانوادههای کم درآمد ایرلند تاسیس کرد. این نخستین فرم ثبت شده یارانه نقدی بود که برای ارائه خدمات مالی به افرادی که درآمد کم داشته و دسترسی به خدمات بانکداری سنتی نداشتند، ایجاد شد. اما قدیمیترین پروژۀ انجام شده در این حوزه در مقیاس وسیعتر به سال 1885 جهت ساخت مجسمه آزادی باز میگردد. در این ﺳﺎل کمیتۀ ﺳﺎﺧﺖ مجسمه آزادی اﻋﻼم کرد بودجه ﺳﺎﺧﺖ مجسمه آزادی ﺑﻪ اﺗﻤﺎم رﺳﯿﺪه اﺳﺖ. در آن زمان دولت تمایلی به صرف بودجۀ بیشتر برای این پروژه نداشت. به همین خاطر ﺟﻮزف ﭘﻮﻟﯿﺘﺰر، سردبیر مشهور روزﻧﺎﻣۀ ﻧﯿﻮﯾﻮرک از ﻣﺮدم آمریکا ﺧﻮاﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺮای اهدای کمکهای ﻣﺎﻟﯽ جهت اداﻣﻪ ﺳﺎﺧﺖ ﻣﺠﺴﻤﻪ آزادی ﺑﻪ ﭘﺎی کیوسکهای اﯾﻦ روزﻧﺎﻣﻪ ﺑﺮوﻧﺪ. ﭘﻮﻟﯿﺘﺰر ﺑﯿﺶ از 100،000 دﻻر در ﻋﺮض پنج ﻣﺎه ﺗﻮﺳﻂ ﺑﯿﺶ از 160،000 ﻧﻔﺮ، کمکهای ﻣﺮدﻣﯽ درﯾﺎﻓﺖ ﻧﻤﻮد که حجم قابل توجه آن دارای ارزش 1 ﯾﺎ کمتر از 1 دﻻر ﺑﻮدﻧﺪ. اﯾﻦ پروژه از ﻗﺪﯾﻤﯽﺗﺮﯾﻦ ﺟﺬب ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﻣﺮدﻣﯽ ﺛﺒﺖ ﺷﺪه در ﺗﺎرﯾﺦ اﺳﺖ.
کرادفاندینگ فرصتی برای کارآفرینان در جمعآوری صدها یا میلیونها دلار از تعداد زیادی سرمایهگذاران در سرمایهگذاری کسبوکارشان ایجاد کرده است. کرادفاندینگ یک کمپین (انجمن) برای صاحبان ایدهای که به دنبال سرمایهگذار هستند، فراهم میکند. موجودیت یک کمپین با منابع مالی کارآفرینان آغاز میشود و در ادامه با تامین مالی دوستان و خانواده سازندگان همراه میشود. در کرادفاندینگ سرمایهگذاران میتوانند فقط با 10 دلار در صدها پروژه سرمایهگذاری کنند.
در تامین مالی کسبوکارها بهصورت سنتی، پروژهها به چند سرمایهگذار اندک محدودشده است. این رویه بهوسیله کرادفادینگ تغییریافته است، بهطوریکه کارآفرینان با استفاده از سامانههای تامین مالی جمعی میتوانند با هزاران و شاید میلیونها نفر از سرمایهگذاران بالقوه در ارتباط باشند. کرادفاندینگ دربهای سرمایهگذاری را گستردهتر میکند تا سرمایهگذاران کوچک بتوانند در کسبوکارهای جدید و موردعلاقهشان سرمایهگذاری کنند. این مقادیر کوچک سرمایه به سرمایهگذاری بزرگ متصل میشود که میتواند سبب تجاریسازی کسبوکارهای نوپا شود.
کسبوکارهای کوچکی که سعی میکنند خود را حفظ کنند یا رشد کنند.
کارآفرینان و مبتکرانی که تلاش میکنند ایده آنها به کسبوکاری مناسب تبدیل شود.
در محیط های مالی در هر دو مورد فوق، افراد با چالشهای بزرگی مواجه هستند. شرکتهای نوپا با توجه به عدم اعتبار و تاریخچه عملیاتی و سوابق ثبتشده، تامین مالی به شیوههای سنتی با دشواری و سختی زیاد همراه است. علاوه بر این، تنها بخش کوچکی از بخشهای خصوصی از صندوقهای سرمایهگذاری تامین مالی میشوند. بهطور مشابه، کسبوکارهای کوچک دسترسی محدود به بازار سرمایه دارند و بجای آن بایستی به تامین مالی از طریق بانک تکیه کنند.
عوامل روی آوردن کسبوکارهای کوچک و متوسط به کرادفاندینگ میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: