یکی از موضوعات جذاب در کشاورزی نوین، کشاورزی قراردادی است. این موضوع که در نگاه اول به نظر می رسد تنها قراردادی بین دولت و کشاورزان است، می تواند بین کشاورزان و استارتاپ های مختلف هم بسته شود و زنجیره تامین محصولات کشاورزی را با ثبات تر کند.
بازار فروش و بهنوعی تعریف یک رابطه برای اقتصاد کشاورزی، همواره یکی از دغدغههای اصلی بخش کشاورزی در اقصینقاط دنیا بهشمار میرود و دولتها همیشه بهدنبال یافتن راههایی هستند تا گپ قیمتی میان مزرعه تا سفره خانوار را به نوعی از میان بردارند و زمینهای را فراهم کنند که حاصل کشت و زرع نصیب تولیدکننده شود.
با توجه به گزارشهای متعددی که در فضای خبری جامعه منتشر میشوند، پر واضح است که دنیا با گذر از تئوری «دهکده جهانی»، گامهای عملی و بزرگی را در راستای تبدیل شدن به یک «اتاق شیشه ای» برداشته است. در این عرصه دیگر نمیتوان قدرت نظامی و نفوذ سیاسی را تعیین کننده صرف موفقیت و ماندگاری یک دولت-ملت دانست. بلکه صنایع استراتژیک و علیالخصوص صنعت کشاورزی و اقتصاد قدرتمند در کنار تامین حقوق اساسی و نیازهای یک ملت است که تعیین کننده خواهد بود.
در این عرصه سخن گفتن از «امنیت غذایی» آنقدر حائز اهمینت است که دولتها تحت هیچ شرایطی حاضر نیستند ذره ای از آن غافل شوند و تاثیرات بسیار مهم آن را در حوزه سلامت جامعه و پرورش نسل آینده انکار کنند. کشورهایی که سرمایه انسانی کافی و زمینهای کشاورزی زیادی را در اختیار دارند، ناگزیر باید به توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی نیز بپردازند تا از این راه نه تنها امنیت غذایی را در داخل تامین کنند بلکه صادرات غذا را بعنوان تجارتی استراتژیک و ماندگار تبدیل کنند.
یکی از راه هایی که از سال 2001 میلادی و با انتشار کتاب Contract farming, Partnerships for growth توسط فائو ارائه گردید، «کشاورزی قراردادی» است و باعث شد فرایند جهانی شدن این اصطلاح بیش از گذشته تسریع گردد.
کشاورزی قراردادی در ابتدا بعنوان یک رابطه قراردادی در زمینه فعالیتهای کشاورزی که در قالب قراردادهای مشخص میان «کشاورزان» و «خریداران» منعقد میگردد، تعریف میشود اما ماهیت حقوقی این رابطه صرفاً میان یک فروشنده و خریدار قابل تفسیر نیست. بلکه ایجاد کننده زمینه همکاری مستمری است که در نظام حقوقی ایران بیشترین شباهت را به عقد مشارکت دارد و یک ساختار مشارکت تجاری را ایجاد میکند.
در این معنا، کشاورزی قراردادی، دو نوع «تعهد» را در مقابل هم قرار میدهد. تعهد کشاورز (فروشنده) به تامین حجم و کیفیت مشخص شده محصول در قرارداد و تعهدات خریدار (پردازندهها / تجار) به تحویل گرفتن محصولات و پرداخت ارزش آن بر اساس قرارداد (که با تحلیل در نظام حقوقی ایران به این نتیجه خواهیم رسید که لزوما به معنای ثمن معامله مشارکت شباهت بیشتری دارد). بعلاوه اینکه خریداران معمولا خدماتی را هم میبایست در اختیار کشاورز قرار دهند که ذیلا به این خدمات اشاره میگردد:
- تامین نهادهها (نظیر کود، سم، بذر و …)
- تامین مالی (پرداخت هزینهها پیش از تحویل محصول) قیمت نهادهها
- دیگر خدمات غیر مالی ( نظیر آموزش، حمل و نقل، تدارکات و …)
هماکنون روش کشت قراردادی توسط برخی شرکتهای خصوصی نظیر تولیدکنندگان رب گوجهفرنگی و گیاهان دارویی بهصورت محدود و معمولاً نیمه رسمی مورد استفاده قرار میگیرد. در بخش زنجیره قند هم از گذشته شکلی شبیه کشاورزی قراردادی مورد استفاده قرار میگرفته، اما نباید از نظر دور داشت که در کشور ما با توجه به مشکلات عدیدهای که در زمینه تنظیم بازار، نوسان پرشمار بازار محصولات کشاورزی و حلقه فربه دلال، واسطه و محتکر در بازار وجود دارد باید هرچه سریعتر ساز و برگ اجرای فراگیر کشاورزی قراردادی فراهم شود.
کشاورزی قراردادی در نظام حقوقی ایران بیشتر شبیه به یک نوع «مشارکت مدنی» پذیرفته شده در قوانین ایران است، با توجه به ابعاد مختلف،مزایا و مشکلات اجرایی این مفهوم، باید نقش کشاورزان و سرمایه گذاران را در این بین جدی بگیریم.

